چطور محتوایی بنویسیم که افراد واقعاً آن را بخوانند


چطور محتوایی بنویسیم که افراد واقعاً آن را بخوانند

چکیده این مطلب : زمان مطالعه : 4 دقیقه 4 نظر 14,681 بازدید

کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای موفق چه کار کنند تا محتوایی که تولید می کنند واقعا خوانده شود؟ در این مقاله شما را با نکات بسیار مهمی در زمینه بازاریابی محتوایی و تولید محتوای ارزشمند آشنا خواهیم کرد.

در این مقاله که توسط داستین مک کیسن نوشته شده است به تجربیات فوق العاده عالی که داستین در تولید محتوا کسب کرده اشاره شده است. داستین خیلی واضح و ساده تجربیات خود را در سایت inc با مخاطبین خود در میان گذاشته است.

مهران منصوری فر: یکی از بهترین مقالاتی که در زمینه تولید محتوا خوانده ام که خیلی ساده اما پر از آموزشهای عالی بود مقاله آقای داستین است و با رعایت همین مطالب ساده می توان نتایج فوق العاده ای در بازاریابی محتوایی بدست آورد.

در میانه سال 2014 شروع کردم به انتشار محتوا در سایت لینکدین، هنگامی که شروع به نوشتن کردم، بر خلاف دیگران که از یک استراتژی و مسیر خاص پیروی می کنند، هیچ هدفی مبنی بر رشد دادن تعداد دنباله کننده ها (فالوورهایم) و یا ایجاد یک مسیر شغلی نداشتم.

در واقع من توییتر نداشتم و قصدی هم برای انتشار محتوا از طریق رسانه اجتماعی نداشتم. اصلاً نمی‎‏دانستم  ” بازاریابی تأثیرگذار” چیست و به هیچ وجه نمی دانستم چه اهمیتی دارد.
من فقط به خاطر خود نوشتن شروع کردم به نوشتن.

 

با گذشت حدود دو سال از آن زمان من کارهای زیر را انجام داده ام:

  • مسیرهای شغلی ام را تغییر دادم و کسب و کار خودم را شروع کردم.
  • به طور وسیعی شبکه ی حرفه ای خودم را گسترش دادم.
  • در مورد آنچه که شما نیاز دارید تا محتوایی تولید کنید که حتما خوانده شود دانش دست اولی به دست آورده ام.

در اینجا اندکی از آنچه را که در این مسیر یاد گرفته ام را مطرح کرده ام:

1- برای تنها مخاطبی که می شناسید، بنویسید: خودتان!

پس از آن که کمی موفقیت اولیه در لینکدین به دست آوردم به اطراف نگاهی انداختم تا ببینم چه نوع متن هایی (پستهایی) بیشتر خوانده شده و مرور شده اند و سعی کردم بیشتر در مورد آن موضوعات بنویسم.
سعی کردم چیزی بنویسم که دیگران دوست داشتند بشنوند.
می توانم بگویم که آن بدترین نوشته من بود. باید یاد می گرفتم که اگر نوشته من خودم را به خنده نمی ‏انداخت، به تحرک وا نمی داشت یا مورد علاقه ام نبود به طور قطع این اثرات را بر دیگران نیز نمی داشت.

2. محتوا باید ابتدا برای آموزش، انگیزش یا سرگرمی طراحی شود، سپس برای فروش.

بلاگ، نامه خبری، کتاب الکترونیکی یا هر نوع دیگر از محتوای نوشتاری شما باید ابتدا برای خواننده ارزشمند طلقی شوند، فارغ از این که تصمیم بگیرند آن را خرید کنند یا خیر.
فکر کنید: تا به حال چند بار با این مقصود آنلاین شده اید که یک محتوای آنلاین را خریداری کنید بدون این که به کسی که می خواهید از او خرید کنید فکر کرده باشید؟

اگر شما هم مانند اغلب دیگر مردم باشید پاسختان “هرگز” است.

من بیشتر اوقات برای دیدن فیلم در نت فلیکس و یا برای یاد گرفتن مورد جدیدی یا تنها برای اینکه حوصله ام سر رفته است آنلاین می شوم.

بعضی اوقات آنلاین می شوم که چیزی بخرم اما معمولاً در این زمان ایده ای خوب در مورد چگونگی خرید و این که از کجا خرید کنم دارم.
بخش عمده محتوای موجود در سایت ها برای فروش یک محصول تولید شده است و بیشتر اوقات محتوای آنلاین بر این ایده متمرکز است که خریداران را در مرحله تصمیم خرید جذب کند! هوشمندانه این است که محتوای شما کاربران را در مرحله حوصله سر رفتن یا سرگرم شدن جذب کند.

متن خود را به شیوه ای بنویسید که افراد را در زمانی که تنها به دنبال سرگرم شدن هستند جذب کند و اگر این کار را خوب انجام دهید آنگاه آنها را به خریدار تبدیل خواهید کرد.

 

3. به عناوین توجه کنید

من با نویسنده های زیادی برخورد کرده ام که با دقت کردن به کیفیت محتوا و متن اصلی، ارزش یک عنوان خوب را از دست داده اند.
در اینجا واقعیتی وجود دارد که کمتر کسی از ما به آن اقرار می کنیم: کتاب ها معمولاً از روی جلدشان قضاوت می شوند و محتوای اینترنتی نیز با سر تیتر هایشان  قضاوت می شوند.

عناوین به طور فزاینده ای برای پست های بلاگ اهمیت دارند و در اینجا چند نکته جزئی در این مورد آورده شده است:

  • خودتان را جای خوانندگانتان بگذارید که به دنبال موضوعی در متن مطلب شما بالا و پایین می روند. این همان زمانی است که شما باید خواننده را به دام بیندازید.
  • عنوان مقاله را خیلی چکیده و مستقیم ننویسید. بگذارید خواننده بداند انتظار یادگیری چه چیزی را می تواند داشته باشد بدون اینکه کل داستان را مرور کرده باشد.
  • در کنار عناوین کوتاه تر نیز حاشیه ای اضافه کنید، اما عنوان را آنقدر کوتاه نکنید که نتواند به خواننده در مورد این که انتظار یادگیری چه را خواهد داشت اطلاعاتی بدهد.

4. یک شروع، یک متن اصلی در میان و یک پایان در انتها داشته باشیم.

بیشتر اوقات در متون تجاری، به هر شکلی که باشند، متن بیشتر از آنچه که باید باشد طولانی است. متن مقالات می توانند طولانی باشند به شرطی که به هم پیوسته و کاملا مشخص و ساختار یافته نوشته شده باشند. به این معنی که یک کتاب صد صفحه ای هم می تواند خیلی طولانی باشد اگر 80 صفحه ی انتهایی آن فقط به تأکید و تکرار موارد بیست صفحه اول پرداخته باشد.

یک کتاب می تواند 800 صفحه هم باشد و کاملاً بجا و مناسب باشد اگر هر 800 صفحه ارزشی مستقل  داشته باشند.
محتوای متن خود را مرور کنید که تکرار بیهوده کلمات در آن وجود نداشته باشد. در استفاده از لغات اقتصادی عمل کنید (صرفه جویی کنید).

از قدرت تخیل خود استفاده کنید و در انتها فراموش نکنید که تمام نوشته ها باید یک شروع و یک متن میانه داشته باشند و یک انتها.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.