چگونه محدودیت های طراحی را به موفقیت در طراحی تبدیل کنیم


wdd_breaking_free_thumbnailطراحی را به عنوان نقشه راهی برای مصرف کنندگان در نظر بگیرید که آنها را به جایی که می‌خواهید می‌برد. طراحی یک روش کارآمد برای انتقال پیام و همچنان زیبا کردن آن است.

این قسمت آخر جایی است که همه چیز شروع به عجیب و غریب شدن می کند.

گاهی اوقات دیگر نمی دانم در مورد طراحان چه فکری کنم. من خیلی چیزها را دیده و شنیده ام و هنوز هم ادامه دارد. برخی از طراحان برای طراحان دیگر خیلی عجیب هستند. این چگونه اتفاق می‌افتد؟

در حالی که به خودم افتخار می کنم که در طراحی یک قانون شکن هستم (زیرا منیت من به من اجازه نمی دهد کار استانداردی انجام دهم و نیاز سیری ناپذیر به شنیدن اینکه مردم می گویند هرگز چیزی شبیه به یکی از طرح های من ندیده اند) گم شدن در طراحی و گم شدن پیام آسان است.

به نظر می‌رسد این مشکل برای بسیاری از ما است، زیرا می‌شنوم که طراحان بی‌شماری شکایت می‌کنند که مشتری طرح آنها را با محدودیت‌های غیرممکن خراب کرده است، و عناصری که گنجاندن آنها دشوار است.

این کار ماست! ما نیازهای مشتری را برآورده می‌کنیم و گاهی مجبوریم خواسته‌های او را بپذیریم.

 

دیدن طرح از طرف دیگر

همه ما داستان های بی پایان کلاهبرداری برای کار رایگان، طراحی توسط کمیته و مشتریان خرد را می دانیم که خود را به عنوان نابغه طراحی تصور می کنند – چرا به نظر می رسد مردم به طور طبیعی تصور می کنند که خلاقان در یک قدمی زامبی شدن با رایانه هستند؟

آیا ما بچه های عجیب مدرسه بودیم؟ آیا «هنرمندان» چگونه در رسانه ها به تصویر کشیده می شوند؟ آیا کاری که ما انجام می دهیم شغل مناسبی محسوب نمی شود؟ هر چه هست، اینجاست تا بماند! بنابراین، چگونه می توان این باور را که ما فقط یک میمون تراشیده شده ایم، دور زد؟

نکته مهم در مورد تجارت… یا جنگ، شناخت مشتری/دشمن است. آنها چگونه فکر می کنند؟ آنها واقعاً چه می‌خواهند؟ آنها طراحی را در ارتباط با اهداف تجاری خود/سلطه بر جهان چگونه می بینند؟

در بسیاری از موارد، درخواست‌های طراحی عجیب و غریب از مشتری در ترجمه از بین می‌رود. آنها فکر می کنند که یک چیز را می خواهند، اما در تلاش برای توضیح چیزی با “اصطلاحات طراحی”، در جهت کاملاً متفاوتی منحرف می شود، مانند طناب کشی بدنام من با رئیس شرکتی که به استفاده از کلمه “پیچیده” ادامه داد. پارامترهای طراحی او زمانی که او واقعاً به معنای “عجیب” بود. دو جهت بسیار متفاوت!

علیرغم فرضیاتی که در مورد اینکه چگونه زندگی می کنیم، چگونه امرار معاش می کنیم و تفاوت های بین ما و مشتریان، وظیفه ما کمک به هدایت پروژه به نتیجه موفقیت آمیز است. (یا خواسته های مشتری را دنبال کنید و بعد از اتمام پروژه با آنها تماس بگیرید و در حالی که به تلفن پاسخ می دهند واقعاً سخت بخندید و سپس مرتباً “من به شما گفتم!” تکرار کنید تا زمانی که تلفن را قطع کنند.)

گاهی اوقات، با این حال، فرد غیرخلاق چیزی را می بیند که ما نمی بینیم. همین توانایی برای تجسم چیزها در سرمان، چیزی است که ما را از دیدن تصویر بزرگتر باز می دارد. اغلب در جنگ قدرت بین بخش‌های مختلف در یک شرکت بزرگ یا روابط بین‌فردی و انفرادی که با یک مشتری کوچک‌تر داریم، گرفتار می‌شود.

اولین قدم برای خلاقیت بیشتر این است که بفهمید ممکن است به دلایل خوبی محدودیت هایی وجود داشته باشد. اعتقاد مشتری به برند خود بزرگترین باور است. قرار گرفتن بیش از حد در معرض میم های بسیار بدی که در فیس بوک پست شده اند ممکن است یکی دیگر از موارد باشد. چالش در طراحی همیشه باید یک پیام واضح باشد و گاهی اوقات، ما بصری تر از واژه سازها هستیم، فقط نمی بینیم که چرا طرح های ما ممکن است برای مشتری گیج کننده باشد یا فقط نام تجاری آن ها را درک کند. واقعیت این است که مشتریان معمولاً اطلاعات جمعیتی هدف خود را بهتر نشان می‌دهند – مگر اینکه 58 ساله باشند و در MTV کار کنند – آنها نکاتی را در مورد اینکه چه جهت طراحی راضی است و برنده می‌شوند، دارند.

اگر بتوانید خواسته های مشتری را درک کنید و محدودیت ها را به عنوان یک چالش در نظر بگیرید و به دنبال راه حلی منحصر به فرد اما قابل فروش باشید، این شما را به یک طراح بزرگ تبدیل می کند. ارائه تصاویر فوق‌العاده زیبا از شما یک هنرمند فوق‌العاده می‌سازد. اگر می خواهید یک طراح افسانه ای باشید، به یاد داشته باشید؛ تابع بر فرم پیروز می شود.

 

زندگی با محدودیت

برای هر طراحی محدودیت هایی وجود دارد. زمانی که مردم هنگام طراحی یک پروژه از من می خواهند “دیوانه شوم” را دوست دارم. آنها هرگز نمی گویند چقدر دیوانه است.

محدودیت‌هایی در اندازه، رنگ، فونت و فناوری وجود دارد. مهم است بدانید که تا چه حد می توانید نه تنها تخیل خود را بدون مرز پیش ببرید، بلکه تا چه حد می توانید با محدودیت های خاص پیش بروید و در بین خطوط عالی باشید.

آیا شنیدن این اصطلاح در مورد رنگ آمیزی در خطوط کمی شما را خوشحال کرد؟ خلاق ها به خطوط اهمیتی نمی دهند. ما خارج از آنها را رنگ می کنیم، موارد جدید می سازیم، موارد موجود را پنهان می کنیم و جایگاه خود را در میان هنرهای بزرگ در یخچال والدینمان به دست می آوریم. مشتری ها بچه هایی هستند که اگر کرایولای آنها در وسط خط اثری بگذارد، گریه می کنند. تفاوت بین ما را می بینید؟

نقشه مترو شهر نیویورک، طراحی شده در سال 1972 (تا سال 1979 اجرا شد و سپس در سال 2011 مورد “بازبینی” قرار گرفت) توسط ماسیمو ویگنلی، یک نمونه کلاسیک از فرم دارای عملکردهای خاصی است که باید در درجه اول مورد توجه قرار گیرد. و هنوز Vignelli توانست محبوب ترین نقشه را در تاریخ حمل و نقل نیویورک طراحی کند.

wdd_vignelli-Subway_map

تنها شکایتی که در مورد نقشه Vignelli پخش شد این بود که نسبت واقعی مسافت پیموده شده بین ایستگاه ها را نشان نمی داد. همانطور که بسیاری از ناظران پاسخ دادند، «این نقشه عجیب و غریب متروی نیویورک است. من فقط می خواهم به ایستگاه خود برسم و زنده به خیابان بروم!»

تا به امروز، 42 سال پس از معرفی، مردم در مورد نقشه Vignelli صحبت می کنند و این مفهوم در سیستم های ریلی و مترو در سراسر جهان استفاده شده است. اگرچه نقشه مترو شهر نیویورک برای نشان دادن نسبت مناسب فاصله و مکان‌های بالای زمین تغییر کرده است، درس ویگنلی در مورد نحوه نشان دادن خطوط قطار متعدد و نقاط انتقال هنوز وجود دارد.

 

پل رند که برای طراحی با شرایط خود شهرت چشمگیری داشت، هنوز در طراحی لوگو برای برندهای بزرگ محدودیت هایی داشت. به تفاوت بین توانایی های او نگاه کنید، بدون محدودیت و با محدودیت های سخت.

 wdd_paul_rand_logos
wdd_paul_rand_book_covers

 

جوزف مولر-بروکمان، علیرغم شهرتش برای نقشش در ایجاد سیستم شبکه/طراحی به سبک سوئیسی، قطعات چشمگیری خلق کرد که پس از جنگ جهانی دوم طراحی و بازسازی شدند. حتی امروزه، کارهای اولیه او به‌عنوان راه‌حل‌های درخشانی که هنوز در قلمرو شبکه باقی می‌مانند، متمایز است.

 wdd_brockmann1
wdd_brockmann2

 

پیت زوارت، یکی از معاصران طراحان مکتب سوئیس، در حرفه خود آموز بیش از حد شورشی بود. نمونه هایی از کارهای او نبوغ در آزادی و اعتماد به نفس او را نشان می دهد، اما کار او برای مشتریان تجاری، مانند Nederlandse Kabelfabriek Delft (کارخانه کابل هلندی در دلفت) تفکر باورنکردنی در مورد محدودیت های محصول و روشی درخشان برای نشان دادن محصول، واضح و آموزنده نشان می دهد و در عین حال یک کاتالوگ چشم نواز از کابل ایجاد می کند. سیم کشی! کدام طراح اگر چنین پروژه ای به او پیشنهاد شود چشمانش را نمی چرخاند؟ بدیهی است که زوارت آن را به عنوان یک چالش می‌دید و تأثیر باورنکردنی باهاوس در پروژه ایجاد کرد.

 wdd_piet_zwart1
wdd_piet_zwart3
wdd_piet_zwart_cable

 

سائول باس، مانند رند، می تواند محدودیت های طراحی لوگو، اما، حتی قابل توجه تر، او توانست طراحی نوآورانه را به هالیوود، که به طور سنتی یک کنترل محافظه کار بر خروجی خلاقانه بوده است، هدایت کند. فاصله بین لوگوهای شرکتی او، اگرچه طراحی درخشان، سال نوری از کار طراحی گویا او است.

wdd_saul_bass_logos
wdd_saul_bass_posters
Saul Bass movie poster for Otto Preminger movie "Anatomy of a Murder"

 

بیاموزید که این محدودیت ها را پشت سر بگذارید

وقتی همه گزینه های خود را درک می کنید، به غیر از درخواست های خاص، هیچ محدودیت واقعی وجود ندارد. “لوگو را بزرگتر کنیم؟” چقدر بزرگ؟ این فقط یک درخواست است و نه یک محدودیت. شاید 10 درصد کافی باشد. شاید 200٪ باورنکردنی به نظر برسد؟ شما به عنوان یک طراح خنثی نشده اید – شما هنوز برای ایجاد بهترین راه حل ممکن چالش دارید.

یک ترفند تبلیغاتی برای پیدا کردن بهترین نام محصول یا برچسب به من آموزش داده شد. 20 نام / شعار فکر کنید. پنج مورد اول آسان است. ده بعدی یک کشش هستند. پنج پایانی غیرممکن است، اما به نوعی شما آنها را به دست می آورید. شما اکنون هر امکانی دارید که در محدودیت های خود محصول کار می کند … و تعداد کمی که واقعاً وجود دارند، اما این خوب است! این بدان معناست که شما خارج از “عادی” فکر می کنید.

یک ترفند چیدمان وجود دارد که از همان اصول پیروی می کند. از آنجایی که ما از رایانه در طراحی دیجیتال استفاده می کنیم، اغلب بیشتر بر روی قرار دادن عناصر طراحی تکی تمرکز می کنیم و سپس عنصر بعدی را با تصمیم عنصر طراحی قبلی متعادل می کنیم. برخی از افراد هستند که از عناصر برش‌دار استفاده می‌کنند و آنها را در اطراف یک تکه کاغذ نمودار حرکت می‌دهند، اما ساخت طرح‌های طرح‌بندی همچنان کلید کاوش در احتمالات چیدمان عالی است. همانند ترفند کپی تبلیغاتی، 15 تا 20 طرح طرح مداد را بکشید. پنج مورد اول آسان خواهند بود…

یکی دیگر از ترفندهای چیدمان این است که یک طرح کامل با مداد طرح بندی انجام دهید. آن را به راه حل منطقی ببرید تا زمانی که به آنچه طراحی کرده اید افتخار کنید … سپس آن را به عنوان رد کنار بگذارید. از جهتی کاملاً متفاوت از نو شروع کنید. مرحله یک را تکرار کنید. این کار را چهار یا پنج بار انجام دهید و سپس به همه چیدمان ها در کنار هم نگاه کنید. شما تفاوت قابل توجهی در همه آنها خواهید دید و می توانید 3-5 مورد از آنها را برای مشتری ارسال کنید، مطمئن باشید که تمام محدودیت های شخصی خود و همچنین محدودیت های رسانه ای که پروژه در آن ظاهر می شود را رعایت کرده اید و از آنها فراتر رفته اید. مهم‌تر از همه، مهم نیست که مشتری چه طرحی را انتخاب می‌کند، احساس می‌کنید که یکی از بهترین‌های شماست.

 

شما مسئول طراحی عالی و ضعیف هستید

شک به خود بزرگترین محدودیت در طراحی است. وقتی در یک رویداد طراحی هستم، و درخواستی برای بررسی نمونه کارها دریافت می‌کنم، اولین سؤال من این است: «آیا شما، به‌عنوان طراح آن را دوست دارید؟»

اگر پاسخ منفی است (باید “بله” یا “نه” باشد و نه، “کمی، کمی”) پس چرا باید به مجموعه شما نگاه کنم؟ چرا چیزی را به من نشان دهید که دوست ندارید نشان دهنده استعداد شما باشد؟ مشتری پروژه را “ویران” نکرده است… شما با انجام ندادن چالش برای طراحی در محدودیت انجام دادید و اکنون یک نمونه کار “کمی، کمی” دارید!

من می دانم که به نظر خشن می آید، و با قضاوت بر اساس برخی از مشتریان سابقم و داستان های ترسناکی که در حرفه ما فراوان است، گاهی غیرممکن به نظر می رسد، اما به عنوان طراحان حرفه ای، ما باید کنترل را در دست بگیریم، حتی زمانی که در محاصره افرادی با ” حس طراحی بسیار خوب.” این می تواند یک نبرد دشوار باشد، اما در حالی که به مشتری آنچه را که می خواهد می دهید، باید آنچه را که نیاز دارد به او بدهید یا شکست پروژه به گردن شما خواهد افتاد و یک مشتری یک بار دیگر وجود دارد، و یک طراحی بد با نام شما وجود دارد. آن.

 

تصویر/تصویر کوچک ویژه، ©تصاویر سهام GL

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.