6 راز حرفه ای برای سرفصل های نمونه کارها که تبدیل می شوند


من متوجه چیزی شده ام: بهترین طراحان اغلب بدترین فروشنده ها هستند. اما اگر سخت کار کنید تا کاردستی خود را اصلاح کنید، تا به بهترین طراح تبدیل شوید، از تجربیاتی که طرح‌هایتان خلق می‌کنید موج‌هایی را در سراسر جهان بفرستید… این را مدیون خودتان و دنیا هستید که یاد بگیرید چگونه بفروشید. به این ترتیب می توانید به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنید.

با سایت نمونه کار شما شروع می شود. گرایش های زیادی برای اینکه چگونه باید به نظر برسند وجود دارد. سایت های جوایز زیادی وجود دارند که آن سایت های نمونه کار مد روز را روی پایه ها نگه می دارند. متأسفانه، این سایت‌ها مهم‌ترین الزامی را که یک سایت نمونه کار باید برآورده کند، ندارند:

آیا برای شما مشتریان می آورد؟

از کار طولانی مدت با طراحان، از تجربه می‌دانم که پاسخ اغلب «نه» است. بیایید امروز آن را تغییر دهیم. در اینجا رازهایی وجود دارد که آژانس خودمان، راه های غیرمنتظره، از آنها برای جذب مشتریان بیشتر استفاده می کند…

 

راز 1: ما استفاده از آنها را متوقف کردیم. سرفصل ها

«اسم من جو فریلنسر است»، «یکشنبه‌ها کار می‌کنیم»، «با صدای بلند فریاد می‌زنیم»، «تجربه‌های دیجیتالی می‌سازیم»؛ اگر یک بار دیگر تیتر آخر را ببینم، ممکن است گریه کنم…

اینها همه عناوینی هستند که من در تحقیق در مورد تعداد بیشماری از فریلنسرها و آژانس های دیجیتال دیده ام.

اما آیا چیزی مشترک می بینید؟ برای شروع، آنها بسیار مبهم هستند و چیز زیادی در مورد آنچه که فرد/شرکت واقعا انجام می دهد نمی گویند. سپس، همه آنها درباره «ما» یا «من» هستند. آنها درباره «شما»، خواننده نیستند. آنها در مورد اینکه چه کاری می توانند برای «شما» انجام دهند، یا اینکه چگونه به «شما» کمک می کنند به اهدافتان برسید یا مشکلاتتان را حل کنند، صحبت نمی کنند.

طبق گفته های افسانه تبلیغاتی جان کپلز، در کتاب روش های تبلیغاتی آزمایش شده ، دو دسته از تیترها وجود دارد که واقعاً موفق هستند:

  1. نفع شخصی. اینها فوراً به خواننده می گویند که از آن چه نتیجه ای می گیرد.
  2. اخبار. این خبرهای روشنگر / تازه ای را نوید می دهد که مورد علاقه خواننده است.

همچنین می‌توانید هر دو را برای اثربخشی بیشتر ترکیب کنید.

نوع سومی نیز وجود دارد: کنجکاوی.

نمونه‌های بالا سرفصل‌های کنجکاوی هستند. آنها به شما نمی گویند محصول چیست، برای چه کسی است یا چرا خوب است. Caples در ادامه می گوید:

“… اثربخشی عنوان متوسط ​​کنجکاوی مشکوک است. برای هر سرفصل کنجکاوی که موفق به گرفتن نتیجه شود، ده ها عنوان شکست خواهند خورد.»

بنابراین، از آنجایی که باید کرایه را بپردازیم و غذا را روی میز بگذاریم، بیایید آن یکی را به‌کلی کنار بگذاریم تا جایی برای آزمایش و شکست خوردن داشته باشیم. همچنین، اجازه دهید سرفصل هایی را که فقط درباره «ما» صحبت می کنند، متوقف کنیم. دو نوع از سه تیتر باید مورد توجه خواننده قرار گیرد. در تجربه من، این کلید ساختن یک سایت نمونه کارها است که به فروش می رسد: صحبت در مورد آنچه در آن برای مشتریان شما وجود دارد.

درعوض، بیایید پیام خود را واضح و قدرتمند برسانیم. وقتی با کنسرت‌های پردرآمد رزرو شدیم، می‌توانیم برگردیم و چیزها را سرهم‌بندی کنیم و با آن «دیوانه» شویم. پس با هوشمندی، پیچیدگی، و ایجاد پیام هایی که نیاز به رمزگشایی آلن تورینگ دارند، کافی است.

بیایید بیان کنیم که چه کسی هستیم و چگونه می توانیم با صدای بلند و واضح کمک کنیم. و سپس از آنجا بروید.

 

راز 2: ما شروع به استفاده از این سرفصل‌ها کردیم

نمونه‌هایی از سرفصل‌های خودسرانه را دیده‌ایم که مرموز هستند. اما سرفصل هایی که به عکس می رسند چگونه هستند؟

«طراحی رابط کاربری بصری و کاربرپسند که به برنامه‌ها کمک می‌کند تا حذف شوند»، «در نهایت. طراحی وب جسورانه و زیبا – که مردم را به در می‌آورد، «بازاریابی آنلاین که عالی به نظر می‌رسد. و می فروشد. خیلی زیاد.”

Agency Lunar Gravity، در حالی که عنوان اصلی آنها کمی مبهم است، روشن می کند که آنها چه کسانی هستند هستند و اگر یک صفحه را به پایین اسکرول کنید چه کاری انجام می دهند:

good-example-gravity

این نوع سرفصل‌ها فوراً به آنچه انجام می‌دهید و مزایایی که به مشتریان خود ارائه می‌دهید، اطلاع می‌دهند. شاید آنها به اندازه «Monkey Flips» «خلاق» یا «سرگرم کننده» نباشند! یا “گربه ها زیاد می رقصند؟” یا “ما راک اند رول را دوست داریم”، اما آنها شخصیت و شعله ور شدن دارند. آنها همچنین با “شما” صحبت می کنند. آنها در وهله اول به دلایلی می پردازند که کسی به دنبال یک طراح گوگل است.

Sprout اهمیت این را می‌داند:

good-example-sprout

وب‌سایت آژانس خودمان در حال ساخت است، اما عنوان سایت قبلی‌مان را که برایمان معجزه می‌کرد حفظ کردیم و برای استفاده مجدد از آن برنامه‌ریزی کردیم:

good-example-uw

همه چیز نباید در مورد فروش یا «دریافت مشتری» باشد. اما باید در مورد هر چیزی باشد که مشتریان شما می خواهند. اگر مشتریان شما خواهان طراحی واکنشگرا هستند، باید با آن ارتباط برقرار کنید. اگر آنها چیزی سریع می خواهند، شما باید با آن ارتباط برقرار کنید. شما می توانید آن را با شخصیت ارتباط برقرار کنید. اما وب سایت شما باید در مورد “آنها” صحبت کند، نه “ما”.

بیایید به مثال‌های خود در بالا برگردیم و ببینیم چه اتفاقی می‌افتد وقتی واقعاً به بازدیدکنندگان خود اهمیت می‌دهیم که می‌توانیم مشکلات آنها را حل کنیم: «اسم من جو فریلنسر است. من نام تجاری شما را به سطح بعدی خواهم رساند.» و «ما با صدای بلند فریاد می زنیم. ما از طریق طراحی وب خیره‌کننده به دنیا می‌گوییم که شما کی هستید و چرا تکان می‌خورید.»

ناگهان، این تیترها بسیار متفاوت هستند. آنها احساس می کنند که مشتری را درک می کنند و می خواهند کمک کنند. آنها ممکن است چند “نقطه جالب” را از دست بدهند، اما اگر از من بپرسید، کار طراحی خوب بسیار جالب تر از یک تیتر جالب است. من مطمئن هستم که شما موافق هستید.

بنابراین مطمئن شوید که عنوان شما نشان می‌دهد که چه کار می‌کنید و چگونه به مشتریانتان کمک می‌کنید. وقتی این دو را از بین بردید، با آن سرگرم شوید.

به‌عنوان مثال: «ما برنامه‌ای طراحی و توسعه خواهیم داد که کاربران شما آن را دوست داشته باشند. سپس همه ما می توانیم برانچ بخوریم.”

شوخی و زیرکی زمانی خوب است که برای اولین بار نشان می‌دهید که “آن را به دست آورده‌اید” – “این” همان چیزی است که مشتریان شما واقعاً به آن نیاز دارند و می‌خواهند.

هر چند این به یک سوال منجر می شود. چگونه تصمیم می گیرید که چه چیزی در تیتر شما باشد؟

 

راز 3: چگونه تصمیم بگیرید که کدام مزایا در تیتر شما (و در سایت شما) باشد. )

در پاسخ به این سوال، برخی افراد می گویند: «چرا انتخاب کنیم؟ بیایید همه آنها را آنجا بیندازیم!»

با این حال، وقتی همه آنها را با هم می اندازید، هر کدام قدرت خود را از دست می دهند. با این حال، وقتی آنها را منزوی می کنید و فقط یکی (حداکثر دو مورد) را انتخاب می کنید، به آنها وضوح و صحنه مرکزی می دهید. مانند فضای منفی برای نوشتن است.

پس چگونه تصمیم می گیرید؟ شما نمی کنید. بازار شما انجام می دهد.

از مشتریان خود می‌پرسید که از کار با شما بیشتر از چه چیزی لذت می‌برند، و همچنین همیشه منتظر چه نتایجی هستند. شما از طریق فروم هایی که بازار شما در آن قرار دارد بررسی می کنید و می بینید که آنها با چه مشکلاتی روبرو هستند، چه اهدافی را هدف قرار می دهند. شما نقدهای کتابی را در آمازون برای کتاب‌هایی می‌خوانید که بازارتان برای حل آن مشکلات می‌خواند، و داستان‌های آنها را جذب می‌کنید.

هنگام انجام این کار، “الگوها” را مشاهده خواهید کرد. متوجه خواهید شد که برخی مشکلات و اهداف بیشتر از بقیه تکرار می شوند. این «الگوها» همان چیزی هستند که کپی را در وب سایت شما فرموله می کنند. از روی مشتریان خود و تجربیات خود، متوجه خواهید شد که نقاط قوت شما چیست. از تحقیقات بیرونی خود، متوجه خواهید شد که بازار شما به دنبال چه چیزی است. سپس، فقط آنها را با هم جفت کنید.

برای مثال، Spotify متوجه شد که بازار آنها به راحتی، آزادی و یک معامله خوب. پس به تیتر و تیتر فرعی آنها نگاه کنید:

good-example-spotify

بدون “کرک” یا “زرنگی”. درست سر اصل مطلب است با این حال، هنوز هم به دلیل طراحی و زبان ساده، شخصیت و سرگرمی زیادی دارد.

اپل بیشتر از رویکرد “کنجکاوی” استفاده می کند، اما مزایای ضمنی دارد. آن‌ها می‌دانند که افراد خلاق خریدار بزرگ Mac Pro هستند، بنابراین آنها به این معنا هستند که Mac Pro به شما کمک می کند خلاقیت خود را به سطوح “حماسی” ببرید:

good-example-apple

Apple ترکیب “کنجکاوی” / “منفعت محور” را بهبود بخشیده و اصلاح کرده است. با این حال، همانطور که قبلاً از آقای Caples در پست یاد گرفتیم، این سخت ترین راه برای به دست آوردن نتایج خوب است. اگر آن سبک را دوست دارید، پیشنهاد می کنم از اصول اولیه شروع کنید و به مرور زمان به آن برسید.

با این حال، شما همچنین مجبور نیستید “انتخاب کنید” کدام مزایا “برش را انجام می دهند” و کدام یک را نه.

به این دلیل است که برای هر مزیت مهمی که ارائه می‌کنید، می‌خواهید بیان شود. و می توانید آن را در سراسر وب سایت خود بیان کنید. اما به هر مزیتی توجه خاص خود را بدهید. مهمترین یا دو مورد شما در مرکز تیتر شما قرار می گیرد. بقیه پاراگراف ها/عنوان فرعی خود را دارند. حتی می توانید بعداً در سایت خود نیز به جزئیات بیشتر در مورد مزایای عنوان خود بپردازید. اگر آنها تا این حد مهم هستند، می‌خواهید مطمئن شوید که واقعاً بیان شده‌اند.

برای مثال، درست بعد از عنوان Spotify، وقتی به پایین پیمایش می‌کنید، مزیت پخش «هر آهنگی» را تکرار می‌کنند:

good-example-spotify-2

 

راز 4: با چند دستور کلاسیک شروع کنید. سپس از آنجا بسازید

سعی کنید عنوان خود را با این دستورات شروع کنید. شما مجبور نیستید آنها را به T بچسبانید، اما آنها می توانند به شما کمک کنند تا سرفصل کامل خود را ایجاد کنید:

  • جدید
  • اعلام
  • در نهایت
  • بله
  • چگونه
  • کشف
  • دریافت

چند نمونه با استفاده از این فرمان‌ها: «آژانس طراحی برنامه جدید کاربران را به طرفداران سرسخت تبدیل می‌کند»، «در نهایت. بازاریابی زرق و برق دار که کار می کند، «بله. شما می‌توانید وب‌سایتی داشته باشید که شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد و دیوانه می‌شود، «چگونه به [مشتری] کمک کردیم در 30 روز [x] کاربر جدید دریافت کند. و چگونه می‌توانیم به شما در انجام همین کار کمک کنیم.»

طبق تجربه من، مشتریان دو چیز می خواهند:

  1. آنها می خواهند به تصویر خود احساس غرور کنند. بنابراین زیبایی در اینجاست.
  2. آنها نتیجه می خواهند. به همین دلیل وارد تجارت شدند. آنها هم مثل من و شما خانواده و رویاها و بقیه را دارند. اینجاست که فروش / تبدیل وارد می شود.

وظیفه شما به عنوان طراح وب این است که به آنها کمک کنید تا هر دو را دریافت کنند. بنابراین تبلیغات شما نیاز به ارتباط دارد که می توانید این کار را انجام دهید. منطقی است، درست است؟ در حال حاضر، سبک خود شما نیز بسیار مهم است. اما شما فقط باید بدانید که چگونه می توانید ارتباط برقرار کنید که چگونه سبک شما به آنها کمک می کند تا به اهداف خود برسند. که ما را به…

 

راز پنجم: صفحه اصلی خود را ساده نگه دارید

صفحه اصلی ما قبلاً گزینه های زیادی داشت. می توانید آخرین کار ما را ببینید، توصیفات را بخوانید، و موارد دیگر. ما تصاویر و لغزنده و چیزهای جالبی داشتیم. ما از شر همه اینها خلاص شدیم و فقط یک تیتر بزرگ و پررنگ با یک پاراگراف کوچک گذاشتیم. نتایج ما افزایش یافت.

به نظر من، بهترین صفحات اصلی نشان می دهد که شما چه کسی هستید و چگونه متفاوت هستید. و دیگر هیچ. به عنوان مثال، در اینجا صفحه اصلی Reliable PSD است:

good-example-reliable

این یکی از وب‌سایت‌هایی است که بیشترین میزان تبدیل را ایجاد کرده‌ایم. این فقط از قوانینی پیروی می کند که در بالا برای شما توضیح داده ام. یعنی: به مشتری نشان می دهد که چه چیزی برای او مفید است.

 

راز ششم: از طراحان دیگر درباره سایت خود نظر نپرسید.

سایت خود را برای مشتریان خود طراحی کنید، نه برای همتایان خود. به نظر من این مشکل بسیاری از وب سایت های آژانس طراحی است. آنها برای تحت تاثیر قرار دادن همتایان خود ایجاد شده‌اند و نمی‌توانند آنچه را که مشتریانشان واقعاً به دنبال آن هستند، بررسی کنند.

بسیاری کاملاً خیره کننده هستند. من حسادت می کنم که چقدر ترد و تمیز هستند. اما این زبان باعث می شود که بازاریاب درونی من بخواهد به چیزی ضربه بزند. در این دام نیفتید فقط یک نظر مهم است: صندوق ورودی شما. اگر با درخواست های پیشنهادی پر شده باشد، وب سایت شما خوب است، حتی اگر طراح دیگری بگوید که اینطور نیست.

تنها استثنا یک طراح است که می‌دانید، در واقع، در جذب مشتری مهارت دارد. آنها نسبت به سایر طراحان “چشم” متفاوتی برای وب سایت شما خواهند داشت. آنها اهمیت بازاریابی و انتقال پیام های فروش را درک خواهند کرد.

اما در غیر این صورت، از هر کس دیگری که بخواهید انتقاد سازنده ای به شما نمی کند. فقط 2 سنت خودشان است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.