با درگذشت اخیر استیو جابز، بسیاری از افراد و متخصصان او را به عنوان یکی از بزرگترین مبتکران زمان ما، اگر نه در تمام دوران، معرفی می کنند. مخالفت نسبتاً سخت است، زیرا او به ایجاد نوآوری های زیادی کمک کرده است که به طور جدی دیدگاه ما را به آینده تغییر داده است. و با تمام صحبت هایی که در مورد مبتکران وجود دارد، مردم شروع به جشن گرفتن زندگی سایر نوابغ خلاق در هر سطح یا پلت فرمی می کنند قبل از اینکه خیلی دیر شود. اما همه صحبت‌ها در مورد نوآوری باعث می‌شود مردم به این فکر کنند که نوآوری واقعی چیست و چگونه می‌توان در هر کاری که انجام می‌دهند نوآور بود؟

آیا نوآوری فقط مترادف “اختراع” است یا واقعاً فقط چرخشی مثبت در “تقلید” است؟ تضمین می کنم اگر از پنج نفر مختلف بپرسید، احتمالاً پنج پاسخ متفاوت دریافت خواهید کرد. نه به این دلیل که همه اشتباه می کنند، بلکه به این دلیل که به نظر می رسد تعاریف دقیق «نوآوری» و «مبتکر» بسته به موقعیت متفاوت است. هنگامی که احساس کردید به سؤال پاسخ داده اید، گام بعدی این است که بفهمید چگونه می توانید نوآور باشید تا به شما کمک کند در موقعیت خود جلوتر بروید.

در زیر، تعاریف و مثال‌هایی را مرور می‌کنیم تا در نهایت شما را به درک اولیه بهتری از نوآوری و اینکه چگونه می‌تواند به شما به عنوان یک طراح کمک کند، برسانیم.

 

و پاسخ…

است

کلمه “نوآوری” به نوعی متفاوت است و تقریباً کاملاً ذهنی است. باید خیلی با موقعیت و محیط اطرافش کنار بیاید. برخی به شما خواهند گفت که این عمل به دست آوردن یک ایده جدید است، در حالی که برخی دیگر به شما خواهند گفت که این فقط از هر ایده ای استفاده می کند و آن را از آن خود می کند. فکر می‌کنم تا حدودی با هر دو نکته موافق باشید.

فرهنگ لغت آن را به عنوان چیزی جدید یا معرفی متفاوت فهرست می کند. این یک تعریف مختصر از کتاب درسی است، اما نوآوری فقط درباره یک ایده یا فقط ایجاد چیزی جدید نیست. اگر اینطور بود، ما از اختراع صحبت می کردیم، درست است؟ و اگر فقط درباره ایده ها صحبت می کردیم، فقط با پرورش خلاقیت سر و کار داشتیم، درست است؟ نوآوری بسیار عمیق تر از آن است و در ایجاد فرآیندهای جدید نهفته است.

آمدن با یک ایده جدید و خلاقانه تنها یک نکته از نوآوری است زیرا گام بعدی ملموس کردن چیزی از آن ایده است. وقتی آن چیز ملموس را می سازید، آیا فقط امیدوارید که مردم از چیزی که شما ساخته اید خوششان بیاید یا واقعاً به آن فکر می کنید؟ نوآوری با تحقیق آغاز می شود تا شما نیز به نوبه خود، به یک فرآیند عالی دست پیدا کنید.

به این فکر کنید: برخی از خلاقانه‌ترین چیزها ایده‌های جدیدی نیستند، بلکه فرآیندهای بهتری هستند. شما با نگاه کردن به آنچه در بیرون وجود دارد، تشخیص اینکه چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه است و چیزی جدید به دست می آورید، فرآیند بهتری ایجاد می کنید. بخش “ایده” مهم ترین چیز نیست. این در مورد نحوه به تصویر کشیدن آن است. به عنوان مثال، اگر شما یک طراح وب با کسب و کار خود هستید، نوآوری شما لزوما از یک “اختراع” ناشی نمی شود، بلکه ممکن است از روشی باشد که در آن فرآیند خود را انجام می دهید: به عنوان مثال، یافتن یک راه عالی برای بفهمید مشتری شما چه می خواهد یا ایجاد یک راه آسان برای برقراری ارتباط با مشتریان می تواند ادعای شما برای نوآوری باشد. شما همچنین می توانید آن را از طریق طرح های فوق العاده بصری خود نشان دهید.

مهمترین بخش، اما انجام کاری متفاوت است. اینجا دنیای رقابتی است، و وقتی شرکتی می بیند که شرکت دیگری با چیز جدیدی ظاهر می شود، اغلب سعی می کنند آن را تقلید کنند و چند دلار آن را کاهش دهند. من حدس می‌زنم که استراتژی بازاریابی فعلی را درک می‌کنم، اما چگونه انجام چنین کاری مشتریان وفادار واقعی را برای شما به ارمغان می‌آورد؟ شرکت‌هایی که در این موقعیت قرار دارند (جایی که احساس می‌کنند عقب مانده‌اند)، شانس بیشتری برای انجام مجدد فرآیند و ارائه چیز جدیدی دارند—به آنچه آن مشتریان می‌گویند که از محصول مذکور متنفرند، توجه کنید و آن را اصلاح کنید. همین کار را نکنید و انتظار داشته باشید که مردم بیایند.

 

تفاوت ها چیست؟

یک بار دیگر، تلاش برای تعریف واقعی و آموزش نوآوری بسیار دشوار است، بنابراین شاید بتوان آن را در مقابل اصطلاحات مرتبط درک کرد. نوآوری می تواند یک ایده کاملا جدید یا یک ایده عاریه ای و بهبود یافته باشد. با این حال، موضوع این نیست که در “ایده” همه چیز گرفتار شوید، بلکه تمرکز روی محصول نهایی است. همه ما ایده هایی داریم.

اختراع تعریف بسیار مشابهی با موضوع ما دارد. وقتی به اختراع فکر می کنیم، واضح است که به فکر ساختن چیز جدیدی هستیم. اما فرآیند اختراع در واقع فقط با خلقت سروکار دارد. در مرحله اختراع، ما در حال کار روی چیزهایی هستیم که معمولاً یک ایده جدید است. در مرحله اختراع، ما تمام تلاش خود را می کنیم تا برای خلق یک ایده پول بگذاریم. ما می خواهیم هر آنچه که هست کار کند و شگفت انگیز باشد. نوآوری نشان می دهد که هر آنچه که ما داریم لزوماً یک ایده جدید نیست، اما این تلاش جدید ما است که اساساً آن را در مقابل چهره مردم قرار دهیم. در نوآوری، ما انعکاس کامل و ملموس خود را از ایده داریم و اکنون معمولاً می‌خواهیم از آن پول دربیاوریم، یا حداقل آن را در مقیاس بزرگ‌تر مشاهده کنیم.

به عنوان مثال، اگر کمی تاریخ علم را مطالعه کرده باشید، ممکن است بدانید که ما اختراع تلسکوپ را به گالیله نسبت می دهیم. مشکل این است که تلسکوپ‌ها برای مدتی قبل از اینکه گالیله به آن دست پیدا کند و بسیاری از مردم از آنها استفاده کنند وجود داشت. او واقعاً دیر به آن گروه پیوست. او حدود یک سال یا بیشتر عقب بود. تلسکوپ‌های قبل از استفاده گالیله به‌عنوان وسیله‌ای برای مشاهده ماه‌ها و ستارگان استفاده نمی‌شدند – این تلسکوپ‌ها اساساً یک ذره‌بین بسیار بی‌فایده بود که گاهی برای سرگرمی خریداری می‌شد. با این حال، گالیله به این نتیجه رسید که چیزی مهم در آسمان وجود دارد و می‌خواست به آن نگاهی بیندازد، بنابراین در مورد محصول تحقیق کرد، آن را با افزایش فاصله‌ای که می‌توانید در آن چیزها را ببینید، بهتر کرد و در نهایت پیش‌نیازهای مدرن را به ما داد. تلسکوپ روز.

گالیله تلسکوپ را اختراع نکرد، اما به نوآوری و پرورش این ایده کمک کرد. استیو جابز پخش کننده MP3 را ایجاد نکرد، اما به نوآوری این ایده کمک کرد. بودن یا ایجاد چیزی که نوآورانه باشد به معنای ایجاد ارتباط صحیح با مصرف کننده است. بسیاری از محصولات هستند که موضوعات بسیار پیچیده را در نظر می گیرند و آنها را کوچک می کنند تا آنها را در معرض دید افراد قرار دهند تا بتوانند از آن استفاده کنند. همچنین محصولاتی وجود دارند که به نظر بی فایده هستند و می توان آنها را به محصولات بسیار مفیدی تبدیل کرد. با این حال، اگر مخاطب ساده ای داشته باشید و سعی کنید محصولی بسیار پیچیده را به آنها بفروشید، امیدتان را کاملا از دست داده اید. این فقط ایجاد ارتباط بین یک ایده یا اختراع و فردی است که باید مشکلی را حل کند. اختراعات می توانند نوآورانه باشند، اما نوآوری ها نباید اختراع باشند.

نوآوری نه تنها به ایجاد و ایجاد ارتباطات، بلکه به سازمان و همچنین طراحی مربوط می شود. اگر می‌خواهید فرآیند بهتری ایجاد کنید که ارتباط بهتری با مخاطبانتان داشته باشد، باید آن را به گونه‌ای طراحی و سازماندهی کنید که به راحتی برای مخاطبان قابل درک باشد. در غیر این صورت، شما یک بار دیگر یک هدف گمشده هستید. هر محصولی معمولاً بدون اختراع در مرحله‌ای زنده نمی‌ماند، اما در نقطه‌ای باید روی فرآیند و نحوه بهبود آن برای هر مشکلی که باید حل شود، تمرکز کرد. اشتباه گرفتن اختراع و نوآوری آسان است، اما حقیقت این است که نوآوری بسیار مهمتر است.

 

حرکت به جلو

هر کسب‌وکار خوب، چه بزرگ و چه کوچک، می‌داند که برای جلوتر ماندن از بازی، باید نوآور باشد. این به این نیست که از هر کس دیگری بهتر باشید، بلکه در مورد ایجاد محصولات و خدماتی است که طول عمر داشته باشند. نکته مهم در مورد محصولات نوآورانه این است که آنها معمولاً بی انتها هستند. محصولات حیله گر؟ نه چندان.

چرا پرورش نوآوری بسیار مهم است؟ به عنوان مثال، افراد بازه توجه کوتاهی دارند و نسبتاً سریع از چیزهای جدید خسته می شوند. ثانیاً، نوآوری چیزی است که جهان را تغییر می‌دهد – علایق ما را تغییر می‌دهد، دولت ما را تغییر می‌دهد و نحوه حرکت ما در آینده را تغییر می‌دهد. برخی از محصولات برای یک دوره زمانی هستند، حتی برخی از محصولات کاملاً نوآورانه هستند. اما برای اینکه محصول مرتبط باقی بماند، باید به طور مداوم از آن کیفیت بازدید شود. شما فقط ویژگی ها را به روز نمی کنید، بلکه نحوه عملکرد، نحوه تعامل و ظاهر آن را به روز می کنید. به عنوان مثال، Nintendo GameBoy در هر مرحله از زندگی خود (از دستی بزرگ گرفته تا صفحه نمایش باریک)، نه تنها یک ویژگی را اضافه کرده است، بلکه نحوه اجرای بازی های دستی را تغییر داده است. نه تنها دیگر شرکت‌های کپی‌کننده مجبور بودند این کار را انجام دهند، بلکه توسعه‌دهندگان بازی نیز باید همین کار را انجام می‌دادند، همان‌طور که سازندگان تلفن همراه و کنسول‌های بازی کامل انجام دادند. نینتندو همیشه یک مبتکر در عرصه کنسول بازی بوده است.

شرکت‌هایی که فقط برای کپی کردن از شرکت دیگری ایجاد می‌شوند، موفق نخواهند شد. حتی به‌عنوان طراح، اگر بخواهیم مانند مورد علاقه‌مان طراحی کنیم و همان مسیر را دنبال کنیم، آن را نخواهیم ساخت. باید متفاوت باشی شما باید بخواهید چیزی را تغییر دهید. طول عمر یک شرکت زمانی زیر سوال می رود که هدف اصلی آنها کپی برداری از هر حرکت یک شرکت دیگر باشد. به دو شرکت فکر کنید که قالب شرکت های معمولی را شکسته اند. به عنوان مثال استارباکس، اپل، و پی پال فقط به نام چند. اکنون به شرکت هایی فکر کنید که به وجود آمدند زیرا احساس می کردند “آنها هم می توانند این کار را انجام دهند”. طرز فکر نوآوران این نیست که “من هم می توانم این کار را انجام دهم”، بلکه “هر کاری که شما می توانید انجام دهید، من می توانم بهتر انجام دهم.”

ما همچنین باید در نظر داشته باشیم که نوآوری فقط به طور مستقیم به محصولات و تجاری گرایی مربوط نمی شود. راه هایی برای نوآوری در جامعه از طریق اقتصاد، قوانین و بسیاری موارد دیگر وجود دارد. این ملخ برای همه چیزهایی است که به حرکت مترقی مرتبط است. نوآوران باید در نظر داشته باشند که فرصتی برای تغییر زندگی بیش از 6 میلیارد نفر دارند. همه چیز در مورد محصولات و مصرف گرایی نیست، اما قطعاً در مورد بالا بردن سطح برای همه است.

 

چگونه می توانید نوآور باشید؟

به عنوان یک طراح آزاد که مشتریانی دارد، احتمالاً فکر نمی کنید که باید نوآور باشید. این فقط وظیفه مشتریان شماست و شما هم از آن پیروی می کنید. اما همانطور که قبلا گفته شد، هر کسب و کاری می داند که برای رونق و موفقیت باید نوآور باشد. آیا آن را برای خود نمی‌خواهید؟

شما در حال حاضر دست بالا را دارید زیرا اگر یک طراح خوب و بالغ هستید، می‌دانید که طراحی گرافیکی حل بصری یک مشکل است. شما مشتری دارید که می خواهد از وب سایت خود برای فروش محصول خود استفاده کند. چگونه آن را انجام می دهید؟ مشتری شما برای رویدادی به یک بروشور نیاز دارد که مردم باید برای آن درخواست پاسخ دهند. چگونه آن را انجام دهید؟ اگر بتوانید به این سؤالات پاسخ دهید، در حال حاضر به نوعی حلال مشکل هستید و هیچ مشکلی برای فکر کردن در آن چارچوب ندارید.

اما موضوع نوآوری فقط این نیست که از چه چیزی برای انجام وظایف خود استفاده می کنید، بلکه نحوه انجام آن است. ببینید، نوآوری برای یک طراح می تواند خود را به چندین روش مختلف نشان دهد. آیا اغلب خود و دیگران را در یک موقعیت می بینید، بنابراین می خواهید سعی کنید برنامه ای را برای مراقبت از چیزی اختراع کنید؟ آیا می خواهید نوع نگاه و دید مردم را تغییر دهید تا تفاوت ایجاد کنید؟ یا شاید شما فقط می خواهید روند طراحی گرافیک را با هم تغییر دهید و بهتر کنید، بنابراین می خواهید چیزها را به گونه ای متفاوت سازماندهی کنید.

بسیاری از مبتکران بر کار توجه مسلط شده اند. اگر مشکلی وجود دارد که باید حل شود، باید به راه‌حل‌هایی که قبلاً وجود دارد توجه کنید و همچنین باید به نحوه واکنش مصرف‌کنندگان به راه‌حل توجه کنید. بفهمید چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند و چیز جدیدی ارائه دهید. ترفند ایجاد آن چیز جدید، ایجاد آن به گونه ای است که مخاطبان شما از آن به طور مستقیم استفاده کنند. اگر راه حل یا فرآیندی قدیمی است یا کار نمی کند، آن را برگردانید و از همه جهات به آن نگاه کنید. سعی کنید بفهمید چه چیزی کار می کند.

برای اینکه نوآوری اتفاق بیفتد، مطمئناً به مقداری خلاقیت و برخی قابلیت‌های کارآفرینی نیاز دارید و به یک رابطه عالی بین هر دو نیاز دارید. اما باید بدانید که چگونه چیزها را بصری کنید. محصولات و خدمات زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که بدون استفاده از آموزش و غیره برای افراد معنادار باشند. شما باید بدانید که چگونه تصویر بزرگتر را پیدا کنید و روی آن عمل کنید و آن را حل کنید.

شما همچنین می‌خواهید خود را تا حد امکان مستعد افکار نوآورانه کنید. واقعاً زمانی شروع می شود که شما سعی می کنید خارج از چارچوب فکر کنید. کلیشه ای و کسل کننده به نظر می رسد، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم در فکر کردن خارج از چارچوب مشکل دارند. بسیاری از ما در باور برخی چیزها و در برخی از سیستم‌ها فرهنگ‌مان را داریم که وقتی کسی مخالف آن فکر می‌کند، خود به خود می‌ترسد. به عنوان یک نوازنده، با بسیاری از نوازندگان دیگر مواجه می شوم که به دنبال شهرت و ثروت هستند. اگر کسی چیزی در مورد صنعت موسیقی می داند، آنقدرها خوب کار نمی کند. این نوازندگان می‌خواهند در حالی که هنوز در حال اجرای تکنیک‌های رو به پایان صنعت هستند، به شکست بزرگ خود دست یابند، و وقتی ایده‌ای خارج از جعبه دارند، از آن دوری می‌کنند زیرا «خیلی متفاوت است».

اگر می‌خواهید نوآور باشید و به جلو حرکت کنید، باید این فکر را که همه ایده‌های مختلف ایده‌های بدی هستند کنار بگذارید. داشتن ذهنی باز و توجه به محیط اطراف از بهترین کارهایی است که می توانید انجام دهید تا نوآور باشید. نوآوران به دنبال راه های منحصر به فرد برای حل مشکلات هستند. هیچ راهی بهتر از صراحت، جسور و جسور بودن برای منحصر به فرد بودن وجود ندارد. از خلاقیت خود نترسید ریسک کردن و نترسیدن از شکستن موانع و دیوارها، کسی را فراتر از ایمن بودن می برد. متفاوت بودن هیچ ایرادی ندارد، به خصوص اگر بتوانید آن را در محصولی که مردم دوستش دارند بفروشید.

 

نتیجه گیری

تعریف و افکار در مورد نوآوری همیشه متفاوت خواهد بود، اما هرگز سوال واقعی در مورد کسانی که نوآور هستند وجود ندارد. نوآوری نباید چیزی باشد که روی یک پایه قرار می دهید یا از آن می ترسید، اما قطعاً باید چیزی باشد که برای آن تلاش می کنید و سعی می کنید از آن استقبال کنید. این در مقیاس های مختلف و در موقعیت های مختلف وجود دارد، فقط باید چشمان خود را به روی آن باز کنید.

آیا تفاوتی بین فردی که ایده نوآورانه جدید خود را ایجاد می‌کند یا فردی که ایده‌ای را قرض گرفته و آن را بهتر می‌کند وجود دارد؟ واقعاً نه، تا زمانی که هر دو چیز کار می کنند و به این صورت پذیرفته می شوند. آیا تفاوتی بین فردی که چیزی را اختراع می کند اما برای عموم غیرقابل استفاده تلقی می شود و فردی که آن اختراع را می گیرد و آن را برمی گرداند تا برای عموم قابل استفاده باشد، وجود دارد؟ قطعاً – فرد دوم یک مبتکر است.

لازم نیست جدیدترین و براق‌ترین فناوری را اختراع کنید، اما می‌خواهید چیز متفاوتی را روی میز بیاورید. اگر مشکلی ثابت در نوعی از فرآیند پیدا کردید، آن را وارونه کنید و ببینید که آیا هنوز کار می کند یا خیر. اگر این کار را کرد، از آن استفاده کنید. اگر اینطور نیست، ایده شگفت انگیز دیگری را امتحان کنید. نوآوری به شما نیازی ندارد که چرخ را دوباره اختراع کنید، اما شما را به چالش می کشد که به آن چرخ متفاوت نگاه کنید.

 

بیشترین فرصت برای نوآوری در طراحی و توسعه وب را در کجا می بینید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.