با رادیم مالینیک آشنا شوید: هنرمند گرافیک پشت انبار طراحان وب


زمانی که شروع به ساختن ایده برای وبلاگ Webdesigner Depot کردم، به دنبال طراح بودم که بتواند طرحی را برای سایت ایجاد کند که جنبه های سرگرم کننده طراحی را در عین رنگارنگ، پر جنب و جوش و در عین حال نشان دهد. با استفاده از عناصر مختلف طراحی وبلاگ قرار بود مکانی آرام و سرگرم کننده برای کشف جنبه های مختلف طراحی باشد.

من رادیم مالینیک و کارهای استثنایی او را از طریق مجله Webdesigner پیدا کردم. من عاشق روشی هستم که طرح‌های او با جسارت، رنگ و اشکال منفجر می‌شوند، واقعاً امکانات بی‌نهایت طراحی را نشان می‌دهند و با خارج شدن از هنجار تا حدودی خطرناک هستند. می‌خواستم WDD دقیقاً همین باشد، کنترلی آزاد بر همه چیزهای مرتبط با طراحی.

این مصاحبه ای است که اخیراً با رادیم انجام دادم تا بینش بیشتری در مورد کار حرفه ای او، زندگی شخصی او و روشی که او طراحی به یاد ماندنی Webdesigner Depot را ایجاد کرد، که اکنون در گالری های وب سایت های بی شماری نمایش داده می شود، به دست بیاورم.

سلام رادیم، از اینکه موافقت کردید این مصاحبه را با ما انجام دهید، متشکرم. لطفاً در مورد خودتان و سوابقتان برایمان بگویید؟

سلام والتر، چه خبر؟ من یک تصویرگر و طراح گرافیک مستقل ساکن لندن هستم و در روز و شب نیز خلاق هستم. کار من زمانی شروع شد که سال ها در ساوتهمپتون زندگی می کردم، اما استودیوی من اکنون در پایتخت خلاقیت، هه، مستقر است. من نسبت به سایر افراد خارج از کشور نسبتاً دیر شروع کردم، کار در صنعت خلاق تقریباً یک حادثه خوشحال کننده بود.

اگرچه من در نوجوانی در آژانس تبلیغاتی مادرم دانش را جذب می کردم، تا چند سال بعد کامپیوتر را روشن نکردم. در چهار سال گذشته، من این افتخار را داشتم که با برخی از مشتریان نام آشنای رده بالا و همچنین هنرمندان موسیقی جدید جالب و شرکت‌های ضبط کار کنم.

هر روز از کاوش در راه های جدید کار و هیاهوی کلی آن لذت می برم. من سعی نمی‌کنم سخت‌تر از آن چیزی که کار می‌کنم بازی کنم، اما دوست دارم برای دیدن گروه‌های موسیقی جدید بیرون بروم، از دوستان دی‌جی‌ام حمایت کنم و یک پیمانه گینس بخورم، سوشی در خانه بچرخانم و سعی کنم به همه فیلم‌هایی که دارم برسم. هنوز دیده نشده است.

مفهوم WDD را برای وب سایت چگونه تصور کردید؟ لطفاً مراحل طراحی اثر هنری این وب سایت را با ما همراهی کنید؟

خوشحالم که با دیدن جلد فلش سه بعدی که چندی پیش برای مجله Webdesigner انجام دادم با من تماس گرفتید. وقتی به من نزدیک شد، در میانه کار با O2 آلمان بر روی یک کمپین تبلیغاتی بزرگ بودم. ایده ها عالی به نظر می رسید و با یک سطل آزادی خلاقانه منتظر شروع کار بودم.

من معتقدم که کارها را برعکس انجام می دهم، نه به روش واضح. بنابراین نشستم و به همه چیزهایی که با طراحی وب یا انبار قطار مرتبط است فکر کردم، هه. از آنجایی که من عمدتاً برای چاپ کار می کنم، معمولاً یک تصویر اصلی تهیه می کنم که سپس در قالب یک وب سایت سازگار می شود. این طراحی وبلاگ باید بسیار گرافیکی، رنگارنگ و پر جنب و جوش باشد و آن را بسیار متمایز به نظر برساند.

 

قبل از اینکه شروع به ترکیب اصلی فتوشاپ کنم، نشستم و به عناصری که می‌خواستم پیاده‌سازی کنم فکر کردم. من می خواستم غیرمنتظره ها را با هم ترکیب کنم و با طراحی عناصر در Adobe Illustrator شروع کردم. من گزینه‌های مختلفی را قبل از اینکه روی مجموعه‌ای که پایه‌ای برای قطعه نهایی بود، بنشینم، در نظر گرفتم.

در خلاصه صحبت شد که از رنگ‌های خاکی استفاده کنید، که به کل مفهوم احساسی عمیق و پیچیده می‌دهد. صرفاً به منظور تطبیق پذیری، من در اندازه A3+ با 300dpi کار کردم تا بتوان از آن برای پوسترها و همچنین طراحی وبلاگ نهایی وب سایت استفاده کرد.

عناصر من یکی یکی از Illustrator به فتوشاپ منتقل شدند. تمام رنگ های تدریجی با برس زدن در حالت های مختلف ترکیبی با استفاده از یک رنگ به دست آمد. ایده من این بود که داستان یک طراح وب را تعریف کنم که زندگی او از اجزای حیاتی مختلفی تشکیل شده است که در کار او ادغام می شوند.

در این مرحله من عکس اضافی از کامپیوترهای محبوب را اضافه کردم و به کل قطعه ابعاد بیشتری دادم. از لپ تاپ گرفته تا صفحه نمایش های بزرگ و تلفن های همراه، این روزها وب سایت ها در همه جا دیده می شوند. swooshها با استفاده از برس های هوش مصنوعی انجام شده و سپس مستقیماً در آن چسبانده می شوند.

در این مرحله، از غنای کلی تصویر بسیار خوشحال شدم. عناصر سه بعدی هوش مصنوعی و همچنین بالن های رنگارنگ که برای نظرات در طراحی نهایی استفاده می شوند، راه خود را پیدا کردند. این ارتباط شبیه حباب گفتار است، خوب، حداقل من آن را اینطور دیدم، هه. از بانک برس‌های سفارشی‌ام، بافت‌های جدیدی برای نتیجه پر جنب و جوش اضافه کردم.

این اولین آزمایشی است که موضوع را به یک طراحی وب کاربردی تبدیل می کند. عرض صفحه نسبتاً بزرگ است، بنابراین فرصتی برای گسترش کمی به ارمغان آورد. همچنین در این مرحله لوگو شروع به شکل گیری کرد.

پس از بازخورد اولیه، دور دوم اصلاحات، طرح نهایی را تولید کرد که اکنون WDD را به خود اختصاص داده است. بازدیدکنندگان با صفحه نمایش بزرگتر از بخش بزرگ بالای صفحه با بسیاری از عناصر اضافی لذت خواهند برد. من معتقدم که این صفحه جنبه سرگرم کننده بسیار خوبی دارد و پیام خوبی را برای افرادی که عاشق مشاغل طراحی وب خود هستند نشان می دهد.

برخی از افتخارآمیزترین آثار شما چیست و چرا؟

هر کار جدید در کارنامه من باید بهترین کار تا به امروز باشد. خوب، باید باشد و بارها بوده است. من بیشتر سال 2008 را صرف سفارش مشتری کردم و فقط در اواخر سال بود، زمانی که کار روی دومین کتابم را شروع کردم، در نهایت چند قطعه شخصی را حذف کردم.

Nipponesse، Colors & Nuances افتخارآمیزترین لحظات من در سال گذشته هستند، در حالی که بقیه کارها از نزدیک پشت سر گذاشته شده اند. همچنین، “کتاب رنگ‌ها” پایان خوبی بود به یک سال پر هیجان در طول سال نتوانستم تعدادی از ایده‌ها را در پروژه‌ها اجرا کنم و آنها را برای کتابم ذخیره کردم.

 

 

 

آیا می‌توانید درباره آخرین انتشارات خود «کتاب رنگ‌ها» بیشتر به ما بگویید؟

در سال 2007 زمانی که «Splatters, Shapes & Colours» را منتشر کردم، انتشار خود را به شدت تجربه کردم. این اولین کارت ویزیت به اصطلاح بزرگ بود. طرفداران کارهای من می‌توانند نسخه چاپی کار من را در اختیار داشته باشند و من می‌توانم هر جا که می‌روم یک نمونه کار مختصر با خود داشته باشم.

مدیران هنری، مشتریان و عوامل آن را دوست داشتند و تعجبی نداشت که نسخه‌های محدود را فروختم. من معتقدم که خود تبلیغی یکی از مهارت هایی است که یک هنرمند مدرن باید داشته باشد، مگر اینکه تمام امید خود را به دست عوامل بگذارد.

بعد از دریافت پیش‌سفارش‌های زیادی قبل از اینکه حتی به کتاب دوم فکر کنم، می‌دانستم که می‌خواهم کتاب را به موقع برای تحویل کریسمس منتشر کنم. من امسال زمان زیادی را فدای کارم کرده ام و بدنه آن راضی کننده تر است. «کتاب رنگ‌ها» یک نمایش واقعی از جایی است که من من به عنوان یک تصویرگر و طراح معاصر هستم.

پاسخ به کتاب الهام بخش جدید 68 صفحه ای میز قهوه بسیار زیاد بوده است. تقریباً 500 نسخه در عرض 4 هفته منتهی به تعطیلات به تمام نقاط مختلف جهان منتشر شد. در مواقعی که همه یک وب سایت دارند، به دلیل حجم حضور همه، به راحتی می توان از جزئیات نادیده گرفت. این کتاب یک کارت ویزیت بسیار بزرگ است و از آنجایی که کار من در درجه اول برای چاپ است، کیفیت انتشار اولین تاثیر بسیار خوبی را ایجاد می کند.

در حال حاضر روی چه چیزی کار می کنید؟

از کجا شروع کنیم؟ من می خواستم از دوره جشن استفاده کنم تا آرام شوم و تمام افکار خلاقانه را پشت سر بگذارم. زیبایی کاری که انجام می دهم این است که می توانم زمانی که دلم می خواهد مرخصی بگیرم، نه زمانی که تقویم به من می گوید. من دوست دارم وقتی دیگران مرخصی دارند کار کنم و بالعکس. همیشه این اتفاق نمی‌افتد، اما من یکشنبه‌های زیادی را به کار و دوشنبه‌های زیادی را صرف آرامش کرده‌ام.

در حال حاضر، طبق معمول، من روی تعدادی پروژه به طور همزمان کار می‌کنم، من فقط آن را دوست دارم. یک همکاری مداوم با یک آژانس مدیریت موسیقی وجود دارد که برای هنرمندان آنها هویت ایجاد می کند. آزادی خلاقانه بسیار زیاد است، من نمی‌توانستم بیشتر از این بخواهم زیرا می‌توانم از تعداد زیادی کمان در تیرم استفاده کنم.

سپس من در حال نوشتن یک آموزش برای مجله PSD، چند پروژه تبلیغاتی در کانادا و ایالات متحده، یک جلد مجله برای مجله Advocate و یک پروژه شخصی کوچک هستم که سال‌ها سعی کرده‌ام در آن شرکت کنم، و کیف‌های بیشتر …. این لیست میتواند ادامه داشته باشد. به نظر نمی‌رسد که بحث اقتصادی با من کار کند، همه چیز بهتر از این نیست.

از چه تجهیزاتی برای خلق آثار خود استفاده می کنید؟

من چند سال پیش با Powerbook G4 شروع به کار کردم، اما به آرامی یک تنظیم کوچک خوب ایجاد کردم که کاملاً آن را دوست دارم. اکنون صفحه‌های سینمایی Quad Mac Pro 2.66، 30 و 20 اینچی، تبلت A3 Wacom، یک اسکنر نیمه شکسته و یک بسته زغال چوب، همه بخش‌هایی از زرادخانه خلاقانه من هستند.

من به تازگی در استودیوی جدید در چلسی راه اندازی کرده ام، بخشی کاملاً الهام بخش از لندن، در واقع خیلی دور از گالری ساعتچی نیست. اگرچه بیشتر صنعت «خلاق» در شوردیچ مرسوم است، من احساس می‌کنم جنوب غربی لندن در حال حاضر حال و هوای مناسبی برای من دارد.

از کجا الهام می گیرید؟

الهام شما را پیدا می کند، نه اینکه شما الهام می گیرید. آیا راهی برای رفتن و جستجوی الهام وجود دارد؟ من دوست دارم به صورت خلاصه کار کنم، کار حل مسئله. داشتن یک خلاصه به من یک جهت، ایده و الهام برای آن پروژه جدید می دهد. من در حل مشکلات دیگران و روشی که آنها ایده‌ها را به کار می‌برند، الهام می‌گیرم.

افرادی مانند Hvass&Hannibal من را با ساخته های خود واقعاً خوشحال می کنند. ضبط‌های Sonar Kollektiv موسیقی مناسبی را می‌سازند که مطابق با روند کاری من باشد. قدم زدن در جاده شلوغ، یا چند ساعت استراحت در یک کتابفروشی، این کار را انجام می دهد. مطمئن نیستم که بلوک‌های زیادی دریافت کنم، فقط وقت ندارم روی آنها بنشینم، زیرا ضرب الاجل‌ها همیشه فشار دارند.

برنامه شما برای آینده چیست؟

سال جدید 2009 من را می بیند که به طور فعال به دنبال پروژه های چالش برانگیز جدید در زمینه هایی هستم که توسط من کشف نشده است. من به سادگی عاشق کار با مشتریان جدید و آغاز زندگی پروژه هستم و افکار آنها را به نتایج رنگارنگ و کاربردی تبدیل می کنم. اگر برای نام خانوادگی کار می کنید، همه از شما انتظار دارند که وارد یک مسابقه شوید و نتایج بهتری نسبت به پیشینیان خود کسب کنید. یک مشتری جدید با کسب و کار جدید، تمام آزادی جهان را به شما می دهد تا جوراب های مردم را از بین ببرید، هه.

همچنین، من به انجام دوباره پروژه نمایشگاه NuVisualLanguage فکر می کنم و قصد دارم با طراحان حرکتی روی طیف وسیعی از پروژه های آزمایشی کار کنم. در دنیای برند نو، همیشه آفتاب است، اگرچه یک دنیای شلوغ!

مصاحبه توسط ویرایشگر WDD: والتر آپای

می‌توانید اطلاعات بیشتری درباره رادیم مالینیک در وب‌سایت او بخوانید برند نو . “کتاب رنگ‌ها” عالی نیز از طریق وی در دسترس است وب سایت و می توان از آنجا خرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.