چرا توسعه دهندگان نمی توانند طراحی را نادیده بگیرند؟


ما توسعه دهندگان گاهی اوقات طراحی را بدیهی می دانیم. و بیایید صادق باشیم: چه کسی از بدیهی گرفتن چیزها متنفر نیست.

برخی می گویند تا زمانی که در اصل طراحی و زیبایی آموزش ندیده باشیم، هرگز به اهمیت طراحی پی نخواهیم برد. خوب، من به آن BS می گویم. من می خواهم ما را از این جعبه جدا کنم و تار عنکبوت را از ذهن کدمحورمان پاک کنم.

توسعه، بنا به ماهیت خود، پایگاه دانش فرد مسئول را منعکس می کند. و مهارت های مورد نیاز برای ایجاد چنین پایگاه دانشی می تواند ما را در مورد طراحی در تاریکی رها کند. توسعه دهندگان اغلب طراحی را زیر فرش می کشند تا بتوانند پیچیدگی های PHP و MySQL را یاد بگیرند.

اما به‌عنوان فردی که 13 سال است کد می‌نویسد، می‌توانم به شما بگویم که لازم نیست اینطور باشد. در واقع، بسیاری از بزرگترین توسعه دهندگان جهان، درک عالی از UI و UX و خواسته های کاربرانشان دارند. بهترین راه برای دستیابی به آن این است که بفهمید شما در یک UI چه می خواهید.

افراد در تجارت می گویند با آنچه می دانید شروع کنید، و این در طراحی به همان اندازه خوب عمل می کند. بهترین طراحان آنهایی نیستند که هزاران فونت را می شناسند (اگرچه این کمک می کند)، بلکه می دانند که دقیقاً چه چیزی را در صفحه “احساس” بهتری خواهند داشت.

برای شروع، به سادگی به وب‌سایتی بروید که احساس می‌کنید «اگر بهتر است» و همه ایده‌های خود را یادداشت کنید. قبل از اینکه متوجه شوید، الگوهای طراحی و رابط‌های کاربری را اشکال‌زدایی می‌کنید.

این فقط یک شروع است. اما پس از چند بار انجام آن، متوجه خواهید شد که چرا این عوامل بسیار مهم هستند. حتی ممکن است متوجه شوید که این سوالات در مورد وب سایت های بیشتری از آنچه تصور می کردید دارید. در زیر چند دلیل مهم برای اهمیت طراحی با حسن نیت دو رقیب بزرگ آورده شده است.

 

Google Video: موردی برای طراحی استراتژیک

گوگل ماه هاست که مشکلات را با پرتاب منابع توسعه به سمت آنها حل می کند. الگوهای داده را به منظور بهبود رابط کاربری پروژه Google Video خود تجزیه و تحلیل کرد. این کاملاً برای عملکرد محصول مضر بود، همانطور که با لغو سرویس نشان داد. بیایید به Google Video نگاه کنیم تا ببینیم چرا کار نمی کند.

به اندازه کافی ساده شروع شد، با آن طراحی مینیمال که گوگل به آن بسیار مشهور است. حتی جستجو هم خیلی بد نبود، با ردیف کلاسیک Google که در صفحه پخش می‌شد.

وقتی Google دریافت که مردم از آن ردیف‌های افقی اولیه متنفرند، این تغییر کرد. این صفحه را بازسازی کرد تا سعی کند آن را لذت بخش تر کند. در واقع، با افزودن پیوندهایی به ویدیوهای مرتبط در کنار، صفحه‌ای از کتاب YouTube را گرفت.

این یک مشکل کلیدی توسعه دهندگانی است که به طراحی حساس نیستند: کپی کردن یا قرض گرفتن عناصر از محصولات موفق دیگر. “اگر برای آنها کار کرد، برای ما نیز کار خواهد کرد” یکی از خطرناک ترین نگرش هایی است که در طراحی وب وجود دارد. در طول سال ها صدها کلون Digg وجود داشت، اما تنها یکی از آنها برجسته است: Reddit. در طول سال‌ها صدها کلون یوتیوب وجود داشت، اما تنها یکی از آنها برجسته است: Vimeo.

محصولات نه با حذف سرویس‌های دیگر، بلکه با نوآوری در تجربه کاربر از طریق طراحی جالب و رابط کاربری مورد پذیرش قرار می‌گیرند. این نوآوری های کوچک دقیقاً همان جایی است که Google Video کاربران را از دست داد. گوگل فرض می‌کرد که اگر همه ویژگی‌ها را حذف کند، به جز مواردی که مشابه محصولات اثبات‌شده هستند، در آنجا باقی خواهند ماند. در واقع، کاربران باقی نماندند، و تنها استفاده واقعی هر کسی از محصول، یک چیزی بود که Google واقعاً در آن نوآوری کرد: اجازه دادن به ویدیوهای بزرگتر و طولانی تر.

بنابراین، این محصول در مورد طراحی چه چیزی به ما می آموزد؟ به ما می آموزد که نوآوری بی دقت به همان اندازه بد است که اصلاً نوآوری نکردن، و مینیمالی شدن به خاطر مینیمالیسم همیشه رویکرد درستی نیست. بهتر بود گوگل به هیچ وجه محصولاتی مانند این را توسعه نمی داد، زیرا باعث شده است که قضاوت خود را زیر سوال ببریم.

با تمام ناکامی‌های آن – Buzz، Wave، Google Video، و غیره – درک آن از این فضاها را زیر سوال می‌بریم. ما می دانیم که گوگل تبلیغات و جستجو را درک می کند (تقریباً مالک این بازارها است)، اما این ما را از زیر سوال بردن درک کلی آن از طراحی باز نمی دارد. این تصویر گوگل را از بین می برد. این برای شرکتی که تلاش می کند دنیا را تصاحب کند، یا حتی شرکتی که فقط سعی دارد غذا را روی میز بگذارد مضر است. تمرکز بر طراحی و عدم تغییر به خاطر تغییر کمک می کرد. بگذارید این درسی برای توسعه دهندگان در همه جا باشد.

 

Yahoo: موردی علیه طراحی بیش از حد

شاید یاهو نام آشنای باشد، اما می‌توانست حتی بیشتر از آنچه که داشته در اینترنت نفوذ کند. رفتن به یک مهمانی که همه چیز را ارائه می دهد، گاهی اوقات به اندازه رفتن به مهمانی که هیچ ارائه نمی دهد ناراحت کننده است. مردم فکر می کنند که آنها انتخاب را دوست دارند، اما گاهی اوقات فقط می خواهند شخص دیگری برای آنها تصمیم بگیرد. اپل با بهره برداری از این اصل تجاری بیشتر از خدا درآمد کسب کرده است. اما طراحان وب اغلب آن را نادیده می گیرند.

صفحه اصلی یاهو صدها کار برای انجام، کلیک کردن و مصرف کردن را نشان می دهد. شما می توانید آن را برای نمایش منابع مورد علاقه خود سفارشی کنید. و همانطور که همه ما می دانیم، می توانید آن را به “اولین و آخرین ایستگاه در وب” خود تبدیل کنید. ، اما این امر همچنین مانع از تسلط آن بر رقابت شده است.

چرا رقبا برنده شدند؟ به بیان ساده، زیرا آنها چیز اضافی اضافه نکردند. Google در ابتدا هیچ BS را امتحان نکرد. چربی را از بین می برد و فقط کادر جستجوی لاغر و خوشمزه ای را که امروز می شناسیم باقی می ماند. و علیرغم مشکلات Google در سایر فضاها، همچنان بر جستجو غالب است.

مردم اغلب می گویند که یاهو خدمات بسیار گسترده تری ارائه می دهد – آب و هوا، اخبار، زمان فیلم، طالع بینی، و غیره – و گوگل فقط یک کار را در ابتدا انجام داد. اما این دقیقاً چرا گوگل تسلط یافت. برای داشتن میلیون‌ها محصول مختلف و جریان درآمد، چیزی می‌توان گفت، اما همچنان می‌تواند به شدت برای وجهه برند مضر باشد.

Google همچنین تصمیم گرفت چندین محصول و جریان‌های درآمدی را دنبال کند، اما با فشار دادن آنها به صورت ما این کار را انجام نداد. ظرافت نسبی آن شاید دلیل آن باشد که این محصولات بیشتر مورد استقبال کاربران قرار گرفتند و کمتر گیج کننده بودند.

مطمئناً، جذابیت برای افرادی که به وب نمی‌دانند، مزایای خود را نیز دارد. اما تسلط بر یک طاقچه بهتر از شروع بزرگ است. ارزش گذاری کلی و قیمت سهام این دو شرکت را در نظر بگیرید: یکی شروع بزرگی داشت و از آن زمان به بعد منقبض شد، در حالی که دیگری شروع به کار کرد (برای توسعه دهندگان، طراحان و کاربران با تجربه وب) و از آن زمان به معتبرترین شرکت در ایالات متحده. اگر این مورد مخالف طراحی بیش از حد نیست، من نمی دانم چیست.

 

در مجموع

در اینجا مطالب زیادی در مورد گوگل و یاهو گفته شده است و درس هایی که باید آموخته شود قابل توجه است. توسعه‌دهندگان ذاتاً خود را در جعبه‌ها (یا IDE) قفل می‌کنند و خروج از آنها می‌تواند سخت باشد. نکته این است که ما باید اهمیت طراحی را در آینده درک کنیم و بر ارائه تجربیات کاربر معتبر به خط مقدم محصولات خود تمرکز کنیم.

در این دنیای وب 2.0 و فراتر از آن، اینها برخی از مهمترین ملاحظات در توسعه ارزش ویژه برند، درک کاربران و پرورش زیبایی شناسی هستند. اگر همه چیز را به طراحان آموزش دیده واگذار کنیم، برخی از بینش ارزشمند رابط کاربری را از دست خواهیم داد. طراحی گرافیکی و تجربه کاربری هرگز از اهمیت و توسعه کاسته نخواهد شد. اما تا زمانی که این شکاف را پر نکنیم، ممکن است هرگز تجربه معتبری را که از ایجاد تعادل بین این دو به وجود می آید، نیابیم.

 

به طور انحصاری برای Webdesigner Depot توسط سی داین میلر نوشته شده است. او یک روزنامه نگار آزاد و توسعه دهنده است. او را در توییتر دنبال کنید @_dain.

نظر شما در مورد طراحی چیست؟ آیا در چند سال اخیر توجه کافی را به خود جلب کرده است؟ با بیشتر شدن وب محور شدن جهان، طراحی چقدر اهمیت خواهد داشت؟

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.